اتحاد ملی و انسجام اسلامی
  
 و اعتصموا بحبل الله جمیعاْ و لا تفرقوا
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو
موضوع بندی

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 11 شهریور ماه سال 1387
امام موسی صدر؛ پرچمدار گفت‌وگوی ادیان و تقریب مذاهب

 

 نویسنده: دکتر محسن کمالیان

امام موسی صدر از اولین روزهای هجرت به لبنان در زمستان سال 1338، با طرح شعار «گفت‌وگو، تفاهم و همزیستی»، پایه های روابط دوستانه و همکاری صمیمانه‌ای را با رهبران دینی مسیحی و اهل سنت آن کشور بنا نهاد.

امام موسی صدر در تاریخ 25/8/1978(1357ش) به همراه شیخ محمد یعقوب و خبرنگار معروف استاد عباس بدرالدین، بنا به دعوت دولت لیبی و در طی دیداری رسمی وارد لیبی شد و به عنوان میهمان دولت در هتل شاطئ اقامت گزید.

پنج روز از سفر گذشته بود، در روز ششم مورخه 31/8/1978(1357ش) ساعت 1 بعدازظهر امام صدر به همراه دو تن از همراهانش برای ملاقات با قذافی سوار اتومبیل‌های دولتی می‌شود ولی از آن پس دیگر دیده نمی‌شود.

امام موسی صدر در روز 14 خرداد سال 1307 هجری شمسی در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. پدر ایشان مرحوم آیت‌الله سید‌صدرالدین صدر، جانشین مرحوم آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود. جد پدری ایشان مرحوم آیت‌الله سید‌اسماعیل صدر، جانشین مرحوم آیت‌‌الله میرزا حسن شیرازی و مرجع مطلق زمان خود، و جد مادری ایشان مرحوم آیت‌الله حاج آقا حسین قمی، جانشین مرحوم آیت‌الله سید‌ابوالحسن اصفهانی و رهبر قیام مردم مشهد بر علیه رضاخان بود.    

                                            

امام‌موسی صدر پس از اتمام سیکل اول و بخش مقدمات علوم حوزوی، در خرداد سال 1322 رسما به حوزه علمیه قم پیوست، و طی مدتی کوتاه، ضمن بهره‌گیری از محضر حضرات آیات سید‌محمد باقر سلطانی طباطبایی، شیخ عبدالجواد جبل عاملی، امام خمینی و سید‌محمد محقق داماد، دروس دوره سطح را به پایان رسانید.

وی از ابتدای بهار سال 1326 وارد مرحله درس خارج گردید، و تا اواخر پاییز سال 1338، یعنی قریب سیزده سال تمام، از مدرسین بزرگ حوزه‌های علمیه قم و نجف کسب فیض کرد. اساتید اصلی دروس خارج ایشان در قم، حضرات آیات سید‌حسین طباطبایی بروجردی، محقق داماد، صدر و سید محمد حجت، و در نجف حضرات آیات سید‌محسن حکیم، سید‌ابوالقاسم خویی، شیخ حسین حلی و شیخ مرتضی آل‌یاسین بودند.

امام موسی صدر دروس فلسفی را نزد حضرات آیات سید‌رضا صدر و علامه سید‌محمد حسین طباطبایی در قم، و نزد آیت‌الله شیخ صدرا بادکوبه‌ای در نجف فرا گرفت. دوستان اصلی هم بحث امام موسی صدر را در قم، حضرات آیات سید‌موسی شبیری زنجانی، شهید دکتر بهشتی، سید‌عبدالکریم موسوی اردبیلی و ناصر مکارم شیرازی، و در نجف آیت‌الله شهید سید‌محمد باقر صدر تشکیل می‌دادند.

امام موسی صدر در طول زندگی حوزوی خود شاگردان برجسته‌ای را تربیت کرده است. معروف‌ترین آنان در ایران آیت‌الله شیخ یوسف صانعی از مراجع معظم امروز، و در لبنان شهید عباس موسوی دبیرکل سابق حزب‌الله است.

امام موسی صدر در کنار تحصیلات حوزوی، دروس دبیرستان خود را به اتمام رساند، و در سال 1329 به عنوان اولین دانشجوی روحانی در رشته «حقوق در اقتصاد» به دانشگاه تهران وارد، و در سال 1332 از آن فارغ التحصیل گردید. امام موسی صدر قبل از عزیمت به نجف اشرف، از سوی علامه طباطبایی مسئولیت نظارت بر نشریه «انجمن تعلیمات دینی» را بر عهده گرفت.

وی همزمان با تحصیل در حوزه علمیه نجف، به عضویت هیئت امناء جمعیت «منتدی النشر» در آمد، و پس از بازگشت به قم ضمن اداره یکی از مدارس ملی این شهر، مسئولیت سردبیری مجله تازه تاسیس «مکتب اسلام» را عهده دار گردید. از مهمترین اقدامات امام موسی صدر در آخرین سال اقامت در شهر قم، تدوین طرحی گسترده جهت اصلاح نظام آموزشی حوزه‌های علمیه بود، که با همفکری حضرات آیات دکتر بهشتی و مکارم شیرازی صورت گرفت.

امام موسی صدر در اواخر سال 1338 و به دنبال توصیه‌های حضرات آیات بروجردی، حکیم و شیخ مرتضی آل‌یاسین، وصیت مرحوم آیت‌الله سید عبدالحسین شرف‌الدین رهبر متوفی شیعیان لبنان را لبیک گفت و به عنوان جانشین آن مرحوم، سرزمین مادری خود ایران را به سوی لبنان ترک نمود.

اصلاح امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه شیعیان لبنان از یکسو، و استفاده از ظرفیت‌های منحصر به فرد لبنان جهت نمایاندن چهره عاقل، عادل، انسان‌دوست و با زمان مکتب اهل بیت به جهانیان از سوی دیگر، اهداف اصلی این هجرت را تشکیل می‌داد. امام موسی صدر برای نیل به این اهداف، و با توجه به جغرافیای اجتماعی و سیاسی لبنان در منطقه و جهان، از همان بدو ورود فعالیت‌های خود را سه حوزه موازی سازماندهی نمود:

بازسازی هویت، انسجام و عزت تاریخی شیعیان لبنان

امام موسی صدر از زمستان سال 1338 و همزمان با آغاز فعالیت‌های گسترده دینی و فرهنگی خود در مناطق شیعه‌نشین لبنان، مطالعات عمیقی را به منظور ریشه‌یابی عوامل عقب‌ماندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شیعیان لبنان به اجرا گذارد. حاصل این مطالعات، برنامه‌های کوتاه مدت، میان‌مدت و درازمدتی بود که سال 1339 و در راستای سیاست محرومیت‌زدایی، طراحی و اجرا گردید.

امام موسی صدر در زمستان سال 1339 و پس از تجدید سازمان جمعیت خیریه «البر و الاحسان»، با تنظیم برنامه‌ای ضربتی جهت تامین نیازهای مالی خانواده‌های بی‌بضاعت، ناهنجاری تکدی را به کلی از سطح شهر صور و اطراف آن برانداخت.

وی در فاصله سال‌های 1340 تا 1348 و در چارچوب برنامه‌ای میان‌مدت، با طی سالانه صد هزار کیلومتر در میان شهرها و روستاهای سراسر لبنان، ده‌ها جمعیت خیریه و مؤسسات فرهنگی و آموزش حرفه‌ای را راه اندازی نمود.

که حاصل آن کسب اشتغال و خودکفایی اقتصادی هزاران خانواده بی‌بضاعت، کاهش درصد بیسوادی، رشد فرهنگ عمومی، و به اجرا در آمدن صدها پروژه کوچک و بزرگ عمرانی در مناطق محروم آن کشور بود. امام موسی صدر در تابستان سال 1345 و پس از اجتماعات عظیم و چند روزه شیعیان لبنان در بیعت با ایشان، رسما از حکومت وقت درخواست نمود تا همانند دیگر طوائف آن کشور، مجلسی برای سازماندهی طایفه شیعه و پیگیری مسائل آن تاسیس گردد. مجلس اعلای اسلامی شیعیان که اولین بخش از برنامه درازمدت امام صدر به شمار می‌رفت، در اول خرداد سال 1348 تاسیس، و خود آن بزرگوار با اجماع آراء به ریاست آن انتخاب گردید.

امام موسی صدر از بهار سال 1348 تا اواسط زمستان سال 1352 با دولت وقت لبنان به گفتگو نشست، تا آن را برای اجرای پروژه‌های زیربنایی و وظایف قانونی خود در قبال مناطق شیعه‌نشین و محروم آن کشور ترغیب نماید. در پی امتناع دولت لبنان از پذیرش این مطالبات و نیز اتمام حجت با آن، جنبش محرومان لبنان در اوایل سال 1353 به رهبری امام موسی صدر شکل گرفت، و راهپیمایی‌های مردمی عظیمی در شهرهای بعلبک، صور و صیدا علیه دولت به وقوع پیوست.

اوجگیری بحران خاورمیانه، صف‌آرایی احزاب افراطی مسیحی در برابر مقاومت فلسطینی، و به لبنان کشیده شدن برخی اختلافات جهان عرب، امام موسی صدر را بر آن داشت تا برای حفظ ثبات کشور و ممانعت از سرکوبی فلسطینی‌ها، توده‌های مردم را موقتاً از عرصه رویارویی با دولت کنار کشاند، و پیگیری مطالبات بر حق شیعیان را تا آمدن رئیس جمهور بعد به تاخیر اندازد.

امام موسی صدر در سال 1354 علی‌رغم کارشکنی‌های شدید دولت، مجدداً با اجماع آراء به ریاست مجلس اعلای اسلامی شیعیان برگزیده شد. با آغاز جنگ داخلی لبنان در فروردین سال 1354، تمامی تلاش‌های امام موسی صدر مصروف پایان دادن به این بحران صرف گردید.

وی در خرداد آن سال در مسجد عاملیه بیروت به اعتصاب نشست، و به پشتوانه مشروعیت مردمی و مقبولیت وسیع وشخصیت کاریزماتیک خود در میان تمامی مذاهب، آرامش را به تابستان لبنان بازگردانید. با شعله‌ور شدن مجدد آتش جنگ و پدیدار‌شدن ابرهای شکست بر آسمان جبهه مسلمانان، امام صدر در اردیبهشت 1355 حافظ اسد را وادار نمود تا با اعزام نیروهای سوری به لبنان، موازنه قوا و آرامش را به این کشور بازگرداند.

حل اختلافات مصر با سوریه و متعاقب آن برپایی کنفرانس ریاض در مهر 1355، آب سردی بود که امام موسی صدر بر آتش جنگ داخلی لبنان فرو ریخت. این ارامش تا زمانیکه امام صدر در لبنان حضور داشت، ادامه پیدا کرد.

پرچمداری حرکت گفت‌وگوی ادیان و تقریب مذاهب در لبنان

هدف استراتژیک امام موسی صدر آن بود تا طایفه شیعه لبنان را همسان دیگر طوائف، و نه مقدم بر آنان، در تمامی عرصه‌های حیات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن کشور مشارکت دهد. وی از اولین روزهای هجرت به لبنان در زمستان سال 1338، با طرح شعار «گفت‌وگو، تفاهم و همزیستی»، پایه های روابط دوستانه و همکاری صمیمانه‌ای را با مطران یوسف الخوری، مطران جرج حداد، شیخ محی‌الدین حسن و دیگر رهبران دینی مسیحی و اهل سنت آن کشور بنا نهاد.

در طول حضور دو دهه امام صدر در لبنان، هیچ مراسم سرور یا اندوهی از شیعیان نبود که امام صدر در آن شرکت جوید، و تنی چند از فرهیختگان مسیحی و اهل سنت در معیت وی نباشند. حمایت جوانمردانه امام صدر از بستنی فروشی مسیحی، در اوایل تابستان سال 1341 در شهر صور، که به فتوای صریح ایشان مبنی بر طهارت اهل کتاب منجر گردید، توجه تمامی محافل مسیحی لبنان را به سمت خود جلب نمود.   

 

موسسه فرهنگی امام موسی صدر


 
پنجشنبه 7 شهریور ماه سال 1387
ضرورت رویکرد به حقوق شهروندی

برای تحقق حقوق شهروندی باید به عوامل فرهنگی، مذهبی، تاریخی، سیاسی و اقتصادی در جامعه توجه شود. هر کدام از این عوامل به سهم خود در تحقق حقوق شهروندی تاثیرگذار هستند.

۱) برای تحقق حقوق شهروندی باید به عوامل فرهنگی، مذهبی، تاریخی، سیاسی و اقتصادی در جامعه توجه شود. هر کدام از این عوامل به سهم خود در تحقق حقوق شهروندی تاثیرگذار هستند. اگر به زمینه های تاریخی توجه نشود، یا نگرش های مذهبی حاکم در قدرت و جامعه دیده نشود، یا به ساختار سیاسی قدرت یعنی فردی بودن حکومت یا دموکراتیک بودن آن اهمیت داده نشود، نمی توان انتظار داشت صرف اشاره یا توجه به حقوق شهروندی در قانون اساسی، تضمین کننده این حقوق در جامعه باشد.

با اینکه در اصولی از قانون اساسی به حقوق شهروندی پرداخته شده، اگر در ساخت قدرت تفکری که حاکم می شود معتقد به این باشد که حقوق بشر باید بومی شود یعنی منطبق با شرایط داخلی شود، این تفکر در پی آن نیست که وضع داخلی که به دلایل تاریخی یا فرهنگی با استانداردهای حقوق شهروندی در دنیا فاصله دارد اصلاح شود. بر این اساس در مواردی که بین حقوق شهروندی در کشور ما ( به رغم وجود اشکال و کاستی) و معاهدات بین المللی یا حقوق شهروندی در کشورهای پیشرفته اختلاف و تعارض دیده می شود، این تعارض به نفع قوانین داخلی برطرف می شود. بنابراین برای اصلاح قوانین داخلی کوششی صورت نمی پذیرد و همواره از حقوق بشر بومی سخن به میان می آید و به صورت تعصبی از اشکالات و نقصان های حقوقی موجود دفاع صرف می شود و تغییرات نه تنها برتابیده نمی شود که شاهد سرسختی در برابر تغییرات هستیم.

۲) جوامع توسعه یافته دوره یی از توسعه یافتگی را پشت سر گذاشته اند که در این دوره زمینه ها و عوامل برای توسعه یافتگی هماهنگ و هم جهت شده اند. به همان میزان که به رشد اقتصادی توجه شده به اصلاح ساختار سیاسی نیز توجه شده. همین طور به کنترل جمعیت و مساله محیط زیست. همچنان که به افزایش رفاه اقتصادی شهروندان اهمیت داده شده به حق رای، حق دادخواهی عادلانه و منصفانه، حق برخورداری از آزادی بیان و حق تشکیل انجمن ها و نهادهای غیردولتی نیز به همان اندازه توجه می شود.


اما در کشورهای توسعه نیافته یا در حال گذار، هم جهتی زمینه های پیشرفت کم رنگ بوده یا در حال طی کردن راه های سخت و پر فراز و نشیب است. شاید بتوان گفت بخشی از زمینه های توسعه با فرآیند جهانی شدن در حال آماده شدن است اما بخش دیگری از زمینه های توسعه که مربوط به قدرت، ساخت سیاسی و نوع حکومت،حقوق شهروندی و مشارکت شهروندان در امور اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است روند ناهمگون و کندی را طی می کند. همه این عوامل به نوبه خود بر پیشرفت و نتیجه بخش شدن توسعه تاثیر عمیق تری بر جای می گذارد.


۳)
شهروند به عنوان یکی از عوامل مهم تاسیس دولت و حکومت است بنابراین به حقوق شهروندی باید از این مقوله نگریست. به اصطلاح همان گونه که شهروندان در فرمانبرداری سهیم هستند باید در حکمرانی هم سهیم باشند. در چنین فرآیندی یعنی حقوق شهروندی پذیرفته و به رسمیت شناخته شده است، بنابراین جامعه ما نیازمند اصلاح نگرش نسبت به مفهوم حقوق شهروندی است. این اصلاح نگرش هم از درون قدرت و از بالاست و هم از پایین و از درون جامعه و در روابط بین شهروندان عملی می شود.


از جمله راه های تحقق حقوق شهروندی تقویت نهادهای مدنی است. در این صورت دولت نباید نهادهای مدنی را که در عرصه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی فعالیت می کنند به دیده مزاحم نگاه کند.


۴)
همان گونه که اراده عمومی جامعه و همه شهروندان در مرحله اجرا برای تحقق حقوق شهروندی مورد نیاز است، اراده مقامات و نهادهای رسمی حکومت با توجه به پیشینه تاریخی و هژمونی کامل دولت بر اقتصاد، فرهنگ و سیاست برای احترام به حقوق شهروندی و اجرای قوانین موجود در زمینه حقوق شهروندی ضروری و مورد نیاز است. این اراده هم باید دربالای قدرت دیده شود تا پایبندی به رعایت حقوق شهروندی به یک رفتار مدنی و عرف و هنجار رسمی تبدیل شود و هم در سطوح پایین اجرایی و مدیریت میانی و خرد که ارتباطات گسترده تری با جامعه داشته و تعامل روزانه با شهروندان برقرار است نیز آشکارا مورد توجه قرار گرفته و رعایت شود. موانع اجرایی قوانین که در زمینه حقوق شهروندی به همه بخش های زندگی اجتماعی ارتباط پیدا می کند، در صورت وجود چنین تعهدی در نهادهای حکومتی به خصوص دادگستری ها، نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی به حداقل خواهد رسید.


سینا پرویزی - اعتماد


 
شنبه 26 مرداد ماه سال 1387
گفتمان مهدویت ، محور وحدت


نویسنده: آیت الله دری نجف آبادی

موضوع مهدویت در میان تمام ادیان و مذاهب به نوعی مورد اشاره و تاکید قرار گرفته و نقطه مشترک همه آنها بشمار می رود. در دین اسلام نیز مهدویت، اعتقاد اصلی شیعیان بشمار می رود اما در عین حال اهل سنت نیز بدان عقیده مند هستند، بطوری که احادیث فراوانی در مجامع روایی آنان یافت می شود که به این موضوع پرداخته است. در مقاله حاضر نویسنده با اشاره به این نکته که گفتمان مهدویت عاملی برای وحدت فرق اسلامی شیعه و سنی است، نکاتی را درباره این موضوع یادآور شده که با هم آن را از نظر می گذرانیم.

اصل موضوع مهدویت و امام منتظر و انتظار فرج و تحول عمیق و گسترده جهانی و ظهور عدالت گستری و تحقق وعده الهی و وعده پیامبران عظیم الشان الهی و قرآن کریم و ائمه هدی علیهم السلام و تحقق آرمانهای ریشه دار عدالتخواهانه و آزادیخواهانه جوامع بشری و سیر تکامل جوامع انسانی از لحاظ عقل و منطق و عقلاو خردمندان و متدینین به ادیان الهی و پیروان اسلام عزیز و امت خاتم الانبیاء(ص) جای ابهام و تردید نبوده و نیست و شواهد و قرائن عقلی و نقلی و تاریخی و تجربی کاملاآن را تایید نموده و بر آن دلالت دارد.
البته مقتضای حکمت بالغه الهی و وعده های قطعی خداوند و نیاز قطعی بشریت به مصلح کل و عدالت جهانی نیز قابل تردید و اشکال نمی باشد؛ مقتضای قاعده لطف و وصول جوامع بشری به عالیترین درجه کمال و بروز و ظهور استعدادها و به فعلیت رسیدن قوای کمالی انسانها و رشد و پویایی معنوی و اخلاقی و وصول به حیات طیبه در این جهان نیز قابل انکار و ایراد نمی باشد.
مقتضای سنن لایتغیر و لایتبدل الهی نیز چنین است.
ادله و شواهد عرفانی و فلسفی نیز این امور را تایید می نماید.
بعلاوه روایات فراوان وارده از اهل بیت علیهم السلام و روایات وارده در کتب اهل سنت نیز در این خصوص خارج از حد تواتر است و در اصل موضوع، برای کسی جای تردید و شبهه باقی نمی گذارد.
از جمله در کتاب شریف کنزالعمال در ج14 قریب 60روایت درباره امام عصر(عج) نقل نموده و احادیث 38651تا 3909 درباره حضرت مهدی(عج) به این موضوع اختصاص یافته است. 

 

یا سیوطی در ج2 از کتاب الحاوی للفتاوی در 40حدیث از حافظ ابونعیم نقل نموده و بعد می گوید من نیز بدان اضافه کرده ام و جمعا قریب 265 حدیث در این باره نقل نموده که از آن جمله است ]که از قول رسول اعظم(ص) نقل شده:
    1- «المهدی منا اهل البیت یصلحه الله فی لیله »    مهدی از ما خانواده اهل البیت(ع) است و خداوند امر او را در یک شب اصلاح می فرماید:
    2- «المهدی منا اجلی الجبین اقنی الانف یملاالارض قسطا و عدلابعد ما ملئت ظلما و جوراً»    مهدی(عج) از ما خانواده است. پیشانی او و بینی او کشیده و زیبا است.
    زمین را پر از عدل و داد می کند پس از آنکه پر از ظلم و جور شده باشد.
    3- «المهدی من عترتی من ولد فاطمه»    مهدی از عترت من و از فرزندان فاطمه است.
    4- «نحن سبعه من ولد عبدالمطلب ساده اهل الجنه انا و حمزه و علی و جعفر و الحسن و الحسین و المهدی» ما هفت تن از فرزندان عبدالمطلب هستیم که سادات اهل بهشت هستیم. من و حمزه و علی و جعفر و حسن و حسین و مهدی(عج)
    5- در پایان پس از آنکه حدیثی را نقل نموده که در آن آمده است «ولامهدی الاعیسی بن مریم» می فرماید: «والاحادیث فی التضیص علی خروج المهدی من ولد فاطمه اصح من هذا الحدیث فالحکم بهادونه» احادیث در نص و تصریح براینکه مهدی موعود که خروج و قیام خواهد کرد از عترت آن بزرگوار و از فرزندان فاطمه(س) است صحیح تر از این حدیث است. پس بر اساس آن احادیث حکم و قضاوت خواهد شد نه این حدیث که تاب مقاومت به آن احادیث را ندارد.
البته در مباحث حدیثی مانند هر موضوع دیگر ممکن است احادیث ضعیف و یا خبر واحد و یا مخدوش از لحاظ سند و یا دلالت و یا جهت صدور و یا مجعول و مانند آن یافت شود لیکن مجموع احادیث این باب به چندین هزار می رسد و جای ابهام و تردید در امهات مسائل برای کسی باقی نمی گذارد.
البته این صاحبنظران حدیث شناس و علماء فن و فقها و اصحاب معرفت هستند که باید به نقادی و اظهارنظر بپردازند و نه هر کس که خود را فقیه و محدث و فیلسوف بداند چه اگر کسی می خواهد حرف فلاسفه و ارسطو و افلاطون و ابن سینا و خواجه نصیر الدین و شیخ طوسی و علامه حلی و شیخ انصاری(رض) را رد کند خود باید این چنین باشد و فیلسوفان باید به نقد فلسفه و مکتب های فلسفی و فیلسوفان دیگر بپردازند، نه آنکه قلندری نمی داند خود را در زمره قلندران جا بزند و ادعای فیلسوفی کند. 

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند
نه هر که آینه دارد سکندری داند

 متاسفانه در موضوع امام زمان(عج) بسیاری به نقد و ایراد یا اتهام و ادعا پرداخته اند و غالباً راه افراط و تفریط پیموده و سخن از موهوم بودن و یا ضعف روایات و یا مخالفت با عقل و یا سوءاستفاده مدعیان و مانند آنها گفته اند که چه بسا برخی از ادعاها قابل توجه باشد و طرح موضوع و مسائل مربوط نباید زمینه ساز سوءاستفاده مدعیان دروغین مهدویت شود و یا نباید به مطالب ضعیف و خواب و مانند آن استناد شود و یا در جمع روایات باید تامل و تدبر لازم مبذول گردد تا بهانه دست دشمنان داده نشود. لیکن اگر طلای ناب نبود مطلامعنا نداشت. و اگر صدق در عالم نباشد کذب مفهوم نخواهد یافت؛ بنابراین خود این ادعاها و اتهامات بهترین دلیل بر حقیقت و حقانیت موضوع است. 
در موضوع خداشناسی و پیامبرشناسی نیز از اول عالم تا امروز و تا قیامت چه بسا ارباب شبهه وجدل و هواپرستان و قدرت طلبان به مبارزه و مجادله برخاسته اند و لیکن اینهمه، دلیل بر نفی نمی شود. بلکه نشاندهنده یک حقیقت الهی است که باید در کشف و وصول پاک دقت لازم مبذول گردد. 

البته این قبیل نویسندگان و قلم بمزدان غالباً نه از روی اعتقاد به مبنا و مسائل و نه شناخت صحیح و نه روشمندانه و حکیمانه به نقد و بررسی می پردازند بلکه بیشتر بدنبال القای شبهه و ذهنیت های منفی بوده و می خواهند ذهنیت خود را حتی بر روایات و ادله تحمیل نموده و نظرات و عقائد خود و یا ادبیاتشان را بر جامعه اسلامی القاء نموده و یا ایجاد شبهه و اختلاف نموده و سنگ بنای تفرقه افکنی و فتنه گری راه بیندازند. 

و با استناد به بعضی روایات ضعیف و یا نقاط ضعف و یا عملکردها و گفته های قابل نقد و یا تفسیرهای غلط و غیرفنی و غیرکارشناسی عقده گشائی نموده و به دروغ پراکنی و تخریب و تفتین بپردازند.
به طور مثال در یکی از این نوشته ها آمده که موضوع اعتقاد به مهدویت و امام غایب(ع) و نیابت از آنحضرت و ولایت فقیه عمود خیمه خرافات روحانیت شیعه است؛ پیداست این سخن دشمنان اسلام و قرآن است و دروغی بیش نیست و کسانی که با مبانی عمیق اعتقادی و کلامی وعقلانی و فقهی شیعه و بلکه اسلام آشنا باشند هرگز بخود اجازه نمی دهند که چنین تهمتهای ناروائی را به بزرگان اسلام و اولیا خداوند بزنند. 
جالب آنست که این قبیل قلم به دستان اصل موضوع را پذیرفته و آنرا قابل انکار ندانسته و صرفاً اختلاف در خصوصیات دارند که آنهم یک موضوع نقلی بوده و باید طبق معیارهای علمی و اسناد و مدارک معتبر و روشمند به حلاجی و نقد و بررسی پرداخت و از پیش داوری یا قضاوتهای نابجا و اتهام و تفسیرهای غلط و ساختگی جدا پرهیز نمود. 
این نکته را نیز باید یادآور شد که موضوع امام زمان(عج) یک امر غیبی و الهی است و از اراده و اختیار انسانها خارج است و آیه شریفه «الذین یومنون بالغیب» با آن حضرت تفسیر شده است و بنا نیست همه اسرار کاخ آفرینش در اختیار ما قرار گیرد و ما بتمامی خزائن غیب و شهود واقف گردیم و در یک چنین موضوعی که یک طرف آن ادله قطعی نقلی اقامه شده و عقل و شواهد دیگر آنرا تایید می نماید و یک طرف، بعد غیبی و ملکوتی دارد و از حیطه اراده و اختیار انسانها خارج است؛ ما نباید بر اثر جهل و یا هوای نفس و یا محدودیت ادراکات، دست به انکار و لجاج بزنیم و اصل موضوع را زیر سؤال ببریم؛ در اینجا عقل و نقل و قرآن و سنت و وحی و برهان و شهود و عرفان با یکدیگر انطباق کلی و اصولی دارند. 
نکته دیگر که از بیانات نورانی ائمه معصومین(ع) درباره معاد و مانند آن و یا درباره پیامبر(ص) استفاده می شود اینکه ما بر مبنای احتیاط و احتمال و واقعیت این امور، به ادای وظیفه و تکالیف می پردازیم و با فرض صحت، وظائف مربوط را به نحو احسن انجام می دهیم؛ پس اگر ما مصاب بودیم و مسائل آنچنان که تصور می کردیم و یا اعتقاد داشتیم به وقوع پیوست که «نعم المطلوب» و الاما ضرر نکرده ایم لیکن اگر تمامی این حقایق رخ نمود آنان که با پای انکار و عناد و لجاج و مخالفت حرکت کرده اند چه پاسخ خواهند داد؟!!
    
به نقل از روزنامه کیهان


 
شنبه 26 مرداد ماه سال 1387
میوه درخت توحید
 

گاهی برخی سؤال ها چنان ذهنمان را مشغول می‌کند که تا پاسخش را نیابیم، آرام نمی‌گیریم. پرسش هایی از این دست: چرا شیعه این قدر به امامت بها می‌دهد و آن را مهم جلوه می‌دهد؟ آیا اعتقاد به امام، آن هم امام غایب این قدر مهمّ است؟ اصلاً امامت در میان دیگر گزاره های اعتقادی اصل است یا فرع؟!

یافتن پاسخ این پرسش ها اندکی تأمّل می‌طلبد و البتّه ریشه در خداشناسی صحیح و عمیق دارد. وقتی کسی خدا را شناخت، یعنی برایش روشن شد که پروردگاری دارد، عقلاً باید تسلیم او شده و به ربوبیّت او گردن بنهد. خداشناس کسی است که به این مرحله از پذیرش و تسلیم نسبت به خدا رسیده باشد و در حقیقت خدا را به خدایی قبول کرده باشد.

چنین کسی لازم است نسبت به باب خدا (راه های انحصاری رسیدن به فرامین و معرفت خدا) یعنی پیامبر (صلّی الله علیه و آله سلّم) و ائمّه (علیهم السلام) هم تسلیم شود. یعنی ایشان را به همان مقامی که خدا برایشان قرار داده باور کند تا توحید از او پذیرفته شود. به تعبیر دیگر لازمه پذیرش ربوبیّت خدای عزّ و جل، پذیرفتن نبوّت پیامبر (صلّی الله علیه و آله سلّم) و امامت ائمه (علیهم السلام) است. قبول ولایت اهل بیت (علیهم السلام) شرط توحید دانسته شده است چنان که در حدیث آمده است که: تنها کسی اهل معرفت خدا و عبادت اوست که خدا را بشناسد و اهل معرفت امام از ما اهل بیت باشد؛ و قسم به خدا، کسی که خدا را نشناسد و معرفت نسبت به ما اهل بیت نداشته باشد، غیر خدا را شناخته و بندگی غیر او را ـ این چنین گمراهانه ـ کرده است.(1)

از این احادیث و نظایر آنها، به صراحت می‌توان نتیجه گرفت که موحّد در فرهنگ شیعی به کسی گفته می‌شود که اعتقاد به خدا و پیامبر و ائمّه دارد و اهل ولایت محسوب می‌شود. امام شناسی میوه درخت خداشناسی است. همان طور که هر درختی به میوه اش شناخته می‌شود، توحید هم به امامت شناخته می‌شود. درخت توحید زمانی درخت توحید خواهد بود که ثمره آن، اعتقاد به امام باشد. اگر چنین میوه ای بر آن نروید، دیگر درخت را نمی‌توان درخت خداشناسی دانست.

بنابر این، معرفت امام زمان برای هر فرد نه تنها شرط و لازمه معرفت خداست؛ بلکه نشانه منحصر به فرد آن است. یعنی با این نشانه و فقط با همین نشانه می‌توان فهمید که چه کسی خداشناس است و چه کسی نیست. اگر نشانه دیگری برای خداشناسی در احادیث اهل بیت بیان شده باشد فرع بر این اصل است. اصل اصول دین ولایت چهارده نور پاک است. در زمینه توحید و معرفت خدا نیز این اصل پا برجاست؛ تا جایی که وقتی فردی معنای معرفت الله را از امام حسین (علیه السلام) پرسید، امام پاسخ فرمودند: [معرفت خدا عبارت است از:] معرفت اهل هر زمانی امام خودشان را که طاعت او برایشان واجب است.(2)

در واقع چون معرفت خدا جز به معرفت امام زمان شناخته نمی‌شود و تحقّق نمی‌یابد، امام حسین (علیه السلام) معرفت الله را به معرفت امام زمان تفسیر فرمودند. پس معرفت امام به معنای اعتقاد به ایشان، جزء ناگسستنی معرفت الله می‌باشد. اگر خداشناسی فرد به امام شناسی ختم نشود، هنوز نمی‌توان او را موحّد دانست.

شیعه و سنّی هر دو این روایت را از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله سلّم) نقل کرده اند که: هر کس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.(3) پیامبر (صلّی الله علیه و آله سلّم) به صراحت بیان کرده اند کسی که امام زمان خود را نشناسد، هنوز از جاهلیّت و شرک در نیامده است.

بنابر این، معرفت خدا اگر به معرفت امام عصر (علیه السلام) منتهی نشود، شخص را دیندار نمی‌کند. در حقیقت انسان با نشناختن امام و تسلیم نشدن در برابر او، همه چیز را از دست می‌دهد؛ در حالی که همه نعمت ها و اعمال نیک، در صورت وجود معرفت امام سعادت آور می‌شود.

 

« برگرفته از کتاب "آفتاب در غربت تألیف دکتر سیّد محمّد بنی هاشمی »

پاورقی‌ها:

۱- إِنَّمَا یعْرِفُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یعْبُدُهُ مَنْ عَرَفَ اللَّهَ وَ عَرَفَ إِمَامَهُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیتِ وَ مَنْ لَا یعْرِفِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا یعْرِفِ الْإِمَامَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیتِ فَإِنَّمَا یعْرِفُ وَ یعْبُدُ غَیرَ اللَّهِ هَکذَا وَ اللَّهِ ضَلَالًا (کافی، جلد 1، صفحه 181)

۲- َقَالَ لَهُ رَجُلٌ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یجِبُ عَلَیهِمْ طَاعَتُهُ (علل الشرایع، جلد1، صفحه9).

۳- مَنْ مَاتَ لَا یعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیة (کافی، جلد1، صفحه377).

 به نقل از پایگاه اسلامی - شیعی رشد


 
پنجشنبه 24 مرداد ماه سال 1387
نگاهی بر سیره سیاسی پیامبر(ص) در شیوه حکومتی امام خمینی (ره) /۲

 

نویسنده: سیدتقی کمالی

خمینی کبیر برای آن که اهداف متعالی اسلام را درعمل متجلی سازد بر ضرورت تشکیل حکومت واقف بود.

هنگامی که حکومت که تمامی مناسبات مردمی و نیازهای عمومی از طریق آن مورد اجرا قرار می‌گیرد در دست نااهلان باشد و جامعه دینی و پیشوایان مذهبی در انزوا باشند و از تفکرات آنان و ولایت مداری و تبیین آیات و احکام الهی در ساختار حکومتی بهره گیری نشود و نظارت بر اعمال سردمداران وجود نداشته باشد، شاهد فساد خواهیم بود. نفوذ قدرت در کسانی که ظرفیت پذیرش حکومت را ندارند منجر به بار آمدن مفاسد و کج روی می‌شود.

امام خمینی (ره) با وضع و بیان احکام مالی، دفاع ملی، حقوقی و جزایی ماهیت و کیفیت حکومت بر مبنای قوانین اسلامی را روشن ساخت. ایشان مسیر پر فروغی را برای امت اسلامی یاد آورشد، حرکت در مسیر کتاب و سنت که ضامن سعادت و عاقبت به خیری مسلمانان است.

                                                      

صادق آل محمد(ع) می‌فرماید: ((خدای تبارک و تعالی بیان هر چیز را در قرآن فرو فرستاده، تا آن جا که به خدا سوگند چیزی از احتیاجات بندگان را فرو گذار نکرده و بنده نتواند بگوید کاش این در قرآن آمده بود، چه همان را خدا در قرآن بیان فرموده است.))7

امام خمینی (ره) در بیان ضرورت تشکیل حکومت توسط مسلمانان می‌فرماید:((هرگاه مسلمانان به این حکم (( و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل)) 8عمل کرده و با تشکیل حکومت اسلامی به تدارکات وسیع پرداخته، به حال آماده باش کامل جنگی می‌بودند، مشتی یهودی جرأت نمی‌کردند سرزمین ما را اشغال کرده، مسجد اقصای ما را خراب کنند و آتش بزنند و مردم نتوانند به اقدام فوری برخیزند. تمام این ها نتیجه این است که مسلمانان به اجرای حکم خدا برنخاسته و تشکیل حکومت صالح و لایق نداده‌اند.))9

امام و ولی امر مسلمین جهان همواره دغدغه کشورهای اسلامی و سرنوشت مسلمانان را داشت و مانند جد بزرگوار خود بردشمن شناسی و شناخت اقوام معارض و آسیب شناسی موقعیت اسلام احاطه داشت و نسبت به کسانی که از ابتدای تشکیل حکومت اسلامی توسط پیامبر اعظم (ص) تهدید کننده استقلال حکومت اسلامی محسوب می‌شدند، هوشیار بود. در آیه 82 سوره مبارکه مائده می خوانیم: ((لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود و الذین اشرکوا)) همانا در دشمنی سرسخترین مردم برای اهل ایمان یهود و کسانی که شرک ورزیدند را خواهی یافت.

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران منادی استقلال و آزادی و احیاگر ارزش و کرامت انسانی بود و خود از جامعیتی کم نظیر در ابعاد انسانی و شاخص های علمی و معرفتی برخورداربود. بزرگ مردی که به تبعیت از رسول مکرم اسلام (ص) و مصداق آیه شریفه ((و انک لعلی خلق عظیم))10 برای همه بشریت درس آزادگی، مدارا و متانت، جدیت و هوشیاری، زهد و تقوا، ساده زیستی، استقامت، موقع شناسی ، صبر و بردباری، شجاعت و شهامت، قانون مداری، قاطعیت، ظلم ستیزی و عدالت، گذشت و اخلاق، اندیشه مداری، حسن مدیریت، کارگشایی، سعه صدر، خوشرویی، صفا و صداقت، ارتباط اجتماعی، علم آموزی، نظم و انضباط، دستگیری از مستضعفان، انفاق و حمایت از مردم، همبستگی و وحدت، ادب و تزکیه و دوستی و محبت را به ارمغان آورد.

صبر و بردباری امام (ره) خون دشمن را به جوش می آورد و تب و تاب مخالفان را در هم می شکست. او که در پی نیل به آرمانی بزرگ نستوه و شکیبا با بصیرت و حکمت و هوشیاری و توکل و تلاش و مجاهدت، نیرنگ‌ها و دسیسه‌های یک جماعت فریفته شوکت پوشالی غرب را نقش بر آب کرد، افرادی رسوا که عظمت ملت ایران را به تباهی می‌سپاردند و بدون ذره‌ای میهن پرستی و عرق ملی به خودخواهی و زراندوزی گرویده بودند و سرانجام وعده الهی تحقق پذیرفت و آن همه خیر اندیشی و خطر پذیری نهال سلامت و بهروزی را به بار نشاند. ((جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا))11

خمینی کبیر برای ظلم ستیزی آمد تا ظالمانی را که دارایی و توان مردم را در چنبره خود اسیر ساخته و با آن به عیش و نوش می پرداختند و با مستی و ولنگاری خود و اطرافیانشان را سرگرم می ساختند از زمام قدرت دور سازد تا سرمایه های مالی و معنوی ملت صرف عیش و نوش گروهی باده پرست و اسیر هوای نفس نشود.

همان نیک اندیشی که با زدودن زنگار پستی و نامردی سفره عدالت در سرزمین مهر و ایمان پهن کرد تا همگان از چشمه سار حقیققت سیراب شوند و با کسب فضایل و تلاش و ممارست موجب تقویت استقلال و آفرینش مجد و عظمت جمهوری اسلامی ایران شوند.

ملت رشید اسلام و حکومت مردمسالار اسلامی باید همیشه آگاه و هوشیار باشند و از توان و قدرت برای تعالی و انسان سازی بهره ببرند و بدانند که (( قانون برای نفع ملت است، برای نفع جامعه است. برای نفع بعضی اشخاص و گروه ها نیست. قانون توجه تام به تمام جامعه کرده است و قانون برای تهذیب تمام جامعه است.))12

 پاورقی:

7. اصول کافی ج 1 ص 76و77

8. انفال (8) آیه 60

9. ولایت فقیه، امام خمینی (ره)

10. قلم (68) آیه 4

11. الاسرا (17) آیه81

12. صحیفه نور ج 14 ص 268


 
پنجشنبه 24 مرداد ماه سال 1387
جهان امروز نیازمند گفتگو درباره تحقق عدالت و تبیین انتظار است

پژوهشگری از ساحل عاج گفت: چیزی که جهان در این عصر بیش از پیش به آن محتاج است، گفت و گو بر سر تحقق عدالت و تبیین انتظار است.

به گزارش آینده روشن، امراه سنگری، مدعو چهارمین همایش بین المللی دکترین مهدویت از کشور ساحل عاج در گفتگو با خبرنگار ستاد خبری این همایش در خصوص اهمیت تبلیغ مهدویت در سطح جهانی اظهار داشت: چیزی که امروز جهان بیش از پیش به آن نیازمند و محتاج است، گفت و گو بر سر تحقق عدالت و تبیین انتظار است.

این پژوهشگر مسلمان، ضمن ارزشمند دانستن تلاش برگزارکنندگان چهارمین همایش بین المللی دکترین مهدویت گفت: این ابتکار جالبی از سوی کشور جمهوری اسلامی ایران است که بر سر موضوعی که تمام ادیان در مورد آن اتفاق نظر دارند، همایشی بین‌المللی ایجاد کند و در خصوص آن با سایر ادیان به گفتگو بنشیند.

وی افزود: در عین حال اعتقاد داریم که این ابتکار در ایجاد گفتگوی ادیان بر سر موضوع مهدویت، می‌تواند با هزینه بسیار کم، توطئه‌های ایجاد شده در رسانه‌های غربی نسبت به مهدی (عج) و عقیده شیعه در این خصوص را خنثی کند.

سنگری با بیان این مطلب که اظهارات رئیس جمهور ایران در رابطه با مهدویت و تحقق عدالت در سطح بین‌الملل باعث بیداری بسیاری از ملت‌های اسلامی شده است، ایراد داشت: پیام اعتقاد به مهدویت، تحقق عدالت اسلامی و لزوم توجه ملت‌های مسلمان جهان به بالا بردن اعتماد به نفس و عدالت‌‌طلبی است.

وی با ابراز تأسف از این‌که بسیاری از کشورهای عربی و بعضاً مسلمان تحت سیطره استعمار رسانه‌ای غرب است، خاطرنشان کرد: تبلیغ برنامه‌های مهدویت در جمهوری اسلامی در سطح جهانی مطمئناً عامل مهمی در گسترش بیداری اسلامی خواهد بود. از این‌رو به عنوان مسلمانی از یک کشور امریکایی که ملتش همانند بسیاری از ملت‌های جهان، تحت استعمار رسانه‌ای و خبری غرب قرار دارد، از مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تقاضا دارم تا تبلیغات رسانه‌ای نسبت به موضوع عدالت و تحقق عدالت اسلامی را به صورت گسترده در جهان انجام دهند.

سنگری افزود: یقیناً تبلیغ عدالت مهدوی در عرصه جهانی، علاوه بر این‌که باعث بیداری اسلامی ملت‌ها خواهد بود، زمینه نزدیکی سایر ملت‌ها با اسلام را نیز به دنبال خواهد داشت.


 
دوشنبه 21 مرداد ماه سال 1387
جهان در عطش ظهور امام زمان(عج)
 
عشق و علاقه به صلح و عدالت در درون همه انسانها وجود دارد. پیروان همه ادیان براساس فطرت ذاتی خود، انتظار روزی را می‏کشند که نجات دهنده‏ای بزرگ، جهان را از ظلم ظالمان نجات داده و اوضاع آشفته جهان را اصلاح کند.

ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان (ع) در شب جمعه، نیمه شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ هجری بوده است .
در زمان ولادت حضرت مهدی، معتصم عباسی هشتمین خلیفه عباسی که حکومتش از سال ۲۱۸هجری آغاز شد، سامرا، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی قرار داد.
این اندیشه، که ظهور مصلح پایه های حکومت ستمکاران را متزلزل می کند، باید از تولد نوزادان جلوگیری کرد و حتی مادران بیگناه را کشت و یا قابله هایی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند، در تاریخ نظایری دارد در زمان حضرت ابراهیم (ع) نمرود چنین کرد . در زمان حضرت موسی (ع) فرعون نیز به همین روش عمل متوسل شد .
در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری (ع) نیز داستان تاریخ به گونه ای شگفت انگیز و معجزه آسا تکرار شد .
امام دهم بیست سال در شهر سامرا تحت نظر و مراقبت بود و سپس امام یازدهم نیز در آنجا زیر نظر و نگهبانی حکومت به سر می برد .
وقتی ولادت حضرت مهدی نزدیک شد و خطر او در نظر جباران قوت گرفت، در صدد بر آمدند تا از ولادت این نوزاد جلوگیری کنند و اگر متولدشد او را از میان بردارند .
در مدت ۵ یا ۴ سال آغاز عمر حضرت مهدی که پدر بزرگوارش در قید حیات بود، شیعیان خاص به حضور حضرت مهدی (ع) می رسیدند .
از جمله چهل تن به محضر امام یازدهم رسیدند و از امام خواستند حجت و امام بعد از خود را به آنها معرفی کند تا او را بشناسند و امام نیز چنین کرد .
آنان پسری را دیدند که بیرون آمد، چون پاره ماه ، شبیه به پدر خویش . امام عسکری فرمود : پس از من ، این پسر امام شما و خلیفه من است در میان شما، امر او را اطاعت کنید، از گرد رهبری او پراکنده نشوید که هلاک شده و دینتان تباه می گردد . این را هم بدانید که شما او را پس از امروز نخواهید دید، تا اینکه زمانی دراز بگذرد . بنابراین از نایب او، عثمان بن سعید ، اطاعت کنید .
بدین شکل امام یازدهم، ضمن تصریح به واقع شدن غیبت کبری ، امام مهدی را به جماعت شیعیان معرفی و استمرار سلسله ولایت را اعلام داشت .
 
                              

حضرت مهدی (عج) پنهان می زیست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری (ع) در روز هشتم ماه ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری دیده از جهان فرو بست . در این روز بنا به سنت اسلامی ، می بایست حضرت مهدی بر پیکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد تا خلفای ستمگر عباسی نتوانند جریان امامت را تمام شده اعلام و یا بدخواهان آن را از مسیر اصلی منحرف کنند و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولایت دینی را به دست دیگران سپارند .
در این زمان مردم دیدند کودکی چون خورشید تابان با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بیرون آمد، جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پیکر امام بود به کناری زد و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد .
بیرون آمدن حضرت مهدی و نمازگزاران آن حضرت همه جا منتشر شد . کارگزاران و مأموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری هجوم بردند، اما هر چه بیشتر جستند کمتر یافتند و در چنین شرایطی بود که برای بقای حجت حق تعالی، امر غیبت امام دوازدهم پیش آمد و جز این راهی برای حفظ جان آن " خلیفه خدا در زمین " نبود ، زیرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بین مردم همان بود و قتلش همان .
مشیت و حکمت الهی چنین بود که آن حضرت را از نظرها پنهان نگهدارد، تا دست دشمنان از وی کوتاه گشته و واسطه فیوضات ربانی بر اهل زمین سالم بماند . اما صورت حجت خدا هرچند آشکار نیست ، اما انوار هدایتش از پس پرده غیبت راهنمای موالیان و دوستانش است.
مدت غیبت صغری بیش از هفتاد سال بطول نینجامید که در این مدت نایبان خاص ، به محضر حضرت مهدی (عج) می رسیدند و پاسخ نامه ها و سؤالات را به مردم می رساندند . نایبان خاص که افتخار رسیدن به محضر امام را داشته اند، چهار تن بودند که به " نواب خاص " یا "نواب اربعه" معروفند .
غیبت کبری که بعد از صغری آغاز شد دوران امتحان و سنجش ایمان و عمل مردم است .
در هیچ دوره ای پیوند امام با مردم گسیخته نشده است . اکنون نیز که دوران نیابت عامه است ، عالم بزرگی که دارای همه شرایط فقیه و دانای دین بوده و نیز شرایط رهبری را دارد ، در رأس جامعه قرار می گیرد و مردم به او مراجعه می کنند و او صاحب " ولایت شرعیه " است به نیابت از حضرت مهدی (عج) .
 
خبرگزاری مهر ـ به نقل از آفتاب

 
شنبه 19 مرداد ماه سال 1387
نقش و جایگاه جمهوری اسلامی در جهان اسلام

 

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه عناصر عرصه سیاست خارجی باید به مبانی نظام اسلامی و حرکت رو به جلو آن اعتقاد راسخ داشته باشند، خاطرنشان کردند: یکی از موارد مهم در سیاست خارجی نظام اسلامی، اولویت قائل‌شدن برای جهان اسلام و منافع آن و نقش و جایگاه جمهوری اسلامی در جهان اسلام است.

 

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز شنبه 19مرداد در دیدار مسئولان وزارت امور خارجه، سفرا و روسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور و خانواده‌های آنان، ضمن تبیین جایگاه کنونی نظام اسلامی و حرکت رو به پیشرفت آن، به بایدها و نبایدها و همچنین الزامات حرکت هوشمندانه، شجاعانه و متعهدانه دستگاه سیاست خارجی اشاره و تأکید کردند: وزارت امور خارجه کشور باید ضمن انعکاس صحیح عزت و اقتدار روزافزون نظام اسلامی، از آن برای منافع کشور نیز بهره‌برداری کند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به وجود فرصت‌ها و چالش‌ها در عرصه سیاست خارجی، خاطرنشان کردند: این تفکر که نبود چالش به معنای آرامش و بهره‌مندی از منافع تصور شود، تفکر صحیحی نیست زیرا در یک عرصه هماوردی عظیم جهانی مبتنی بر منطق زور، وجود چالش برای نظام اسلامی و ملت ایران که خواهان استقلال رأی و حرکت براساس اصول است، طبیعی و نشان‌دهنده پیشروی نظام اسلامی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: نظام اسلامی در 30 سال گذشته، با وجود چالش‌های سنگین و فراوان، پیشرفت‌های بسیار و حتی تصور‌ناپذیری داشته است.

ایشان وحدت ملی، پایبندی به اصول و پیشرفت در علم و فناوری را سه عنصر اصلی تأثیرگذار بر اقتدار ملی دانستند و با اشاره به پیشرفت ملت ایران در هر سه عرصه، خاطرنشان کردند: در داخل کشور وحدت ملی به معنای حقیقی کلمه وجود دارد و این وحدت، هم میان ملت و هم در رابطه ملت و مسئولین متجلی است و چنین وحدت ملی در دنیا کم‌نظیر است.

                                   

 رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به پایبندی روزافزون نظام اسلامی به اصول انقلاب، آن را بسیار مهم و موجب عزت ملی و تقویت روحی ملت برشمردند و افزودند: در عرصه علم و فناوری نیز در کشور نهضتی علمی به وجود آمده و برخی پیشرفت‌های علمی کشور، محدود به یک یا چند کشور خاص در جهان است، ضمن آنکه فاصله زمانی برخی از این پیشرفت‌های علمی با موارد مشابه جهانی آن بسیار کم است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گسترش تفکر اسلامی در دنیا و غلبه تفکر مقاومت در مقابل نظام سلطه، در لبنان و فلسطین را نمونه‌های بارزی از پیشرفت نظام اسلامی در افکار عمومی و افزایش عظمت و اقتدار ملت ایران برشمردند و خاطرنشان کردند: امروز درباره ایران، تعابیری همچون قدرت منطقه‌ای و یا ابرقدرت منطقه‌ای به کار می‌رود که همه این موارد نشان می‌دهد نظام اسلامی به برکت پایبندی به اصول، حرکت رو به جلو داشته است.

ایشان با تأکید بر اینکه وزارت امور خارجه باید این پیشرفت و عزت را منعکس کند و از آن بهره‌برداری لازم را انجام دهد، افزودند: عمل به این مسئولیت مهم نیازمند حرکت هوشمندانه، شجاعانه و متعهدانه وزارت امور خارجه است و سفرا به عنوان نیروهای خط مقدم صحنه دیپلماسی، وظیفه بسیار سنگینی برعهده دارند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه عناصر عرصه سیاست خارجی باید به مبانی و اصول نظام اسلامی و حرکت رو به جلو آن اعتقاد کامل و راسخ داشته باشند، خاطرنشان کردند: یکی از موارد مهم در سیاست خارجی نظام اسلامی، اولویت قائل‌شدن برای جهان اسلام و منافع آن و نقش و جایگاه جمهوری اسلامی در جهان اسلام است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه ملت ایران با تکیه بر اصول خود و استقلال و عزت ملی، در مسیری رو به جلو حرکت کرده است که همواره سعی می‌شد حرکت در این مسیر، امکان‌ناپذیر جلوه داده شود، افزودند: در این مسیر نباید از هیاهوها و خطرها ترسید، زیرا برآیند این حرکت، سود مطلق است.

ایشان یکی از وظایف مهم سفرای نظام اسلامی را برقراری ارتباط با افراد تأثیرگذار و نخبه به منظور تبیین صریح تفکر و مواضع نظام اسلامی دانستند و تأکید کردند: برای مثال‌، ایده جمهوری اسلامی ایران در قضیه فلسطین یکی از قوی‌ترین ایده‌هاست زیرا ایران معتقد است باید سرنوشت فلسطین در معرض آرای ساکنان اصلی این سرزمین اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی قرار گیرد و کشوری مبتنی بر انتخاب و رأی مردم فلسطین تشکیل شود.

رهبر انقلاب اسلامی، سفرا را نمایندگان ملت ایران دانستند و خطاب به آنان خاطرنشان کردند: شما نمایندگان ملتی هستید که هشت سال در مقابل همه قدرت‌ها ایستادگی بی‌نظیری کرد و پیروز شد ضمن آنکه شما نماینده آینده روشن ملت ایران یعنی چشم‌انداز 20 ساله هستید و باید در مسیر جایگاه تعریف شده در چشم انداز تلاش کنید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان با اشاره به اینکه نیروهای انقلابی، متعهد و با تجربه در وزارت خارجه در اکثریتند، بر لزوم دقت بیش از پیش در ارزشیابی و انتخاب افراد برای مأموریت‌ها و پرهیز از انتخاب‌های سلیقه‌ای و رابطه‌ای تأکید کردند و افزودند:‌ سفیر و نماینده جمهوری اسلامی ایران باید بدون هیچ ملاحظه‌ای، بیانگر عظمت و شکوه امام خمینی (ره)، نماینده نظام اسلامی و پایبند به اصول ملت ایران باشد.

در آغاز این دیدار منوچهر متکی وزیر امور خارجه ضمن بیان گزارشی از عملکرد یکسال گذشته دستگاه دیپلماسی کشور گفت: ایستادگی مشروع و همراه با منطق در دفاع از حقوق ملت ایران، عبور قدرتمندانه از بحران‌های منطقه‌ای طراحی شده، حضور مؤثر در اجلاس‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، تقویت جایگاه تفکر دینی، تلاش برای تقویت جایگاه نهادهای چندجانبه بین‌المللی، به شکست کشاندن تهدیدات تحریمی بر ضد ملت ایران، روابط مردمی محور و اهتمام به مسائل فرهنگی و حوزه ایرانیان خارج از کشور از جمله اقدامات دستگاه دیپلماسی بوده است.


 
پنجشنبه 17 مرداد ماه سال 1387
ملاقات با خدا

مَن زارَه أَخاهُ فی بَیتِهِ قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ اَنتَ ضَیفی وَ زائری، عَلَیَّ قِراکَ وَ قَد اَوجَبتُ لَکَ الجَنَّةَ بِحبِکَ إِیاهُ.

                                                                              میزان الحکمه، ج 5، ص 2276، ح 7928.

شرح حدیث: فکر کن وقت ملاقات با خدا گرفته ای! و دوست داری با خدا ملاقات کنی! در عمرت چند بار از این خاطره شیرین یاد می کنی و هر بار با چه حرارتی از آن ملاقات سخن می گویی؟ شوخی نکردم، تو واقعاً می توانی میهمان خدا باشی، باور نمی کنی؟! پیامبر(ص) فرمودند: «هر کس به دیدار برادرش برود خداوند می فرماید: تو میهمان و زائر من هستی، پذیرایی تو بر عهده من است و به پاس محبت به برادرت بهشت را بر تو واجب کردم.»

(کوله پشتی زندگی، قنبرعلی تیموری، صفحه 37)

 


 
چهارشنبه 9 مرداد ماه سال 1387
این همان رسالت ابراهیم است

آیاتى از قرآن مجید درباره عمومى بودن رسالت پیامبر اسلام بر همه جهانیان ، این همان رسالت ابراهیم است.

آیاتى که دلالت بر عمومیت رسالت پیامبر اسلام بر همه جهانیان دارند ، فراونند ، ما برخى از آنها را متذکر می شویم :

1) اَ کانَ لِلنَّاسِ عَجَباً اَنْ اَوْحَیْنا اِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ اَنْ اَنْذِرِ الْنَّاسَ 1

( آیا براى مردم موجب شگفتى است که به مردى از آنان وحى کردیم که مردم را تبلیغ نما ) توضیح کلمه « ناس » اسم جمع است که اگر با الف و لام آورده شود ، دلالت بر عموم دارد .

2) تَبارَکَ الَّذى نَزَّلَ الْفُرقانَ عَلى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمینَ نَذیراً 2 ( پاکیزه خداوندى که قرآن را بر بنده‏اش نازل نمود که تبلیغ کننده جهانیان بوده باشد ) 4 وَ ما اَرْسَلْناکَ اِلاَّ کافَّةً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً 3 ( و ما ترا نفرستادیم مگر براى بشارت و تهدید همه انسان ها ) .

3) وَ اَرْسَلْناکَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهیداً 4 ( و ترا بر همه مردم رسول فرستادیم و شهادت خداوندى بر این امر کفایت می کند ) .